تبليغاتX
دغدغه های دختری 17 ساله
     
 

دغدغه های دختری 17 ساله

 

من یلدا متولد 17/9/71 از تهران این وب دلتنگیامه و خاطراتم خوشحال میشم بهم سر میزنید و نظر میذارید...
دوستون دارم یلدا
پنج وارونه چه معنا دارد ؟!
خواهر کوچکم از من پرسيد
من به او خنديدم
کمي آزرده و حيرت زده گفت
روي ديوار و درختان ديدم
باز هم خنديدم
گفت ديروز خودم ديدم پسر همسايه
پنج وارونه به مينو ميداد
آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد
بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم
بعدها وقتي غم
سقف کوتاه دلت را خم کرد
بي گمان مي فهمي
- پنج وارونه چه معنا دارد

 
 
فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل

دوستان

ورود افراد غير ممنوع!

زني 30 ساله

زني كبود تازيانه ها

تنها منم كه ميتوانم

دل نوشته جوان ايراني

دختر اپديت شده

AVRIL&ABOL

بوم سفيد

كرم خاكي

روياي باراني

شيما جون

به نام اهورا مزدا ايران.فرزاد

i dont now

توت فرنگي

نوشته هاي شكيبا

ASHKANoOo

خاطرات پسرك تنها

عمو داريوش

انجمن داستاني چوك

HEAL TH FOR YOU

مهرداد

اواي زندگي

دوزان شهر تنهايي

چه زود دير ميشه(سمر جون)

ترديد(نيوشا جونم)

سعيد

دهكده ي عشق(جواد)

صداي پاي دوست

ابان 17 ساله

زندان عشق(مهران)

سیاوش عزیز و محسن گل

پسر کوچولوی امو

حرفای دلتنگی

هر چی دوس داری (شیما)

every thing

ye joojooye morde

شهر عاشقا

دوره ی2دوست(یوسف)

بید مجنون

نوشتن با چشم های بسته(سینا)

سبز ترین عشق(عرشیا)

تنها ترین عاشق(مهدی)

هواداران سیاوش خیرابی

عشق عسلی(ماهک وعشقش)

من و زندگی مشترک(ماهک&پویا)

باران

تنهای روزگار(مهدی)جالبه یه نگا بندازید

خاطرات 24 ساعته(خوشگله)

ارزوی قاصدک ها

داستان(رها)

داستان های عاشقانه

عشق مقدس(نازنین)

میم مثل میرحسین

سکوت(امین)

با همیم تا مال هم شیم(علیرضا)

من مریم 16 سال دارم

maniya

از من تا کوه(سیه جامه)

شکست سکوت

(((سرگرمی)))

دغدغه هاي پسري 17 ساله

love-crazy

كاملترين مرجع عكس و شعر عاشقانه

دخترك ديوونه

كلبه ي تنهايي منو عشقم

روزگار غريبيست نازنين

دوست خوب(محمدرضا)

شيطوني هاي يه دختر بچه

منو زندگيم

black-eyes

روياي عشق

ابزار فتوشاپ و قالب وبلاگ

اخرين سيب(طاها)

رز بيابان

دنبال يك عشق پاك

بهترين هاي سينما

يادداشت هاي فرانك

خاطره هايي از جنس شيشه(فرزانه)

پسركي عاشق

fبرف پاك كن چشم هاي باروني(مريم و فاطمه)

اي ايراني از نياكان خود چه ميداني؟(اشو)

صداي پاي دل

ترانه و اشكان

sorena

هواداران فرزاد فرزين

(قهوه چي)

معراج

THIR TEENS

قالب وبلاگ

 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 

مرجع کد موزيک

 
 

Weblog Themes By Pars Theme

     
 

 
سلام

شباي قدر شروع شده دلم يه تغيير اساسي ميخواد يكي انگار صدام ميكنه ميخوام با بالايي باشم ميخوام ببينم با اون باشم ميشم يه دختر كامل...

چشم به محراب نمازت ميدوزم دلم ريش ميشود دلم ميپوسد سرخ ميشوم از شرم يعني كسي از جنس من انسان تو را ايگونه به مظلوميتت مجازات كرد از روي ماهت خجلم دستان سردم سجاده سبزت را لمس ميكند بر سينه ميفشارمش بوي عشق ميدهد

كودكي بر ديوار تكيه كرده بود ظرف شيرش از دستش بر زمين افتاده بود گريه ميكرد مظلومانه چشمانش سرخ شده بود ۱ماه درامدش را در ظرفي ريخته بود تا هديه دهد به مردي كه ياد داد عشق همان است كه از چشمان مادرش ميچكد و پيراهنش را زينت ميدهد

گل ياس در ظرفش ريختم ارام گرفت

وجودش بوي ياس ميداد حتي امروز كه سالهاست سنگ قبرش بوي غربت ميدهد بوي ياس

 

 


چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 |

 
     
 

 
سلام

ساعت ۹ از خواب بيدار شدم يكم خودمو نگاه كردم تو ايينه شبيه شوهر مرده ها شدم چشاي باد كرده موهاي فر شده لباس خوابمم دكمه هاشو جابه جا بسته بودم

ابروهام درومده شبيه ترشيده ها شدممدرسه ها داره شروع ميشه موچينو برداشتم از درختاي جنگل كم كنم اس اومد نسيم بود زده بود گوشم پاره شدداري چه غلطي مكني منم از تعجب چشام از كاسه درومد اس زدم دارم ۳ ۴اصله درخت و از ريشه ميكنم اس داد...خوردي اوضي ابروهاي من درومده ادم باش ميرم به خليلي مديرمونه بگم منم بي خيال شدم

اومدم يه اهنگ شاد از سعيد اسايش بهش ميگم جلف گذاشتم حنا مث برق اومد اتاق ناناي شروع كرديم حركات جلف انجام دادن

بعد رفتم سر ميز توالت كه صفا بديم صورت شوهرمردمونو قيافه اومديم يه دفه جيغ زدم قرررررررررررربونت برم مامانم اومد گفت چيييييييي شد گفتم هيچي خوشگل نديده بودم خنديد ۴تا قربون صدقم رفت مرخص شد

يه اس به اون ... دادم گفتم ديگه نه زنگ بزن نه اس بده حالم ازت بهم ميخوره

سعي ميكنم تغيير كنم ميخوام برم كتابامو بگيرم

يه بار مديرم پول داد گف برو يه ساندويچ هات داگ از بوفه بگير منم با اين لج كاهو هاشو ريختم رفت اخرين سوسيسشو تف كردم روش بردم دادم عذاب وجدان گرفتم ولي چون ذات خبيسي دارم تا ۶ماه واسه همه تعريف كردم ميخنديديم

دلم براي سوسكا موشا مارمولكاي مدرسه تنگيده

ساندويچاي مودارش اخراج شدنام لامپ كور كردنا تنگيده

  • بعد نوشت...
  • پست قبلي يه مقدار واسه دوستاي خوبم سوئ تفاهم شده من اصلا منظورم با اقايون محترمي مث ساسان عزيز اقا حامد گل محمد رضا و ابان كه سر نزده و...
  • من اگر حرف بدي زدم شرمنده از قصد نبوده
  • دوستون دارم

یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 |

 
     
 

باز چه مرگته

 

ميخوام بنويسم ميخوام هضم كنم بغضمو تا خفم نكنه

برميگردم به 4سال قبل دست تو دست كسي كه از جونم بود تموم خيابوناي شهر و تو بارون متر ميكرديم اونقدر غرق ارزوهامون بوديم كه نه به تب كردن و تاول زدن پامون فكر ميكرديم نه به سوال جوابايي كه بريم خونه بايد جواب بديم...

يه روزم يكي پيداش ميشه...

چند روز پيش نشسته بودم جلو اينه موهامو شونه ميكردم اس اومد مانتوي روشن و شال روشن پوستتو مهتابي ميكنه هنوز همون يلداي مغروري كه هر چي هم بهت ياد دادم راه ميري پشتتم نگاه كن ولي...

شمارشو 5بار خوندم خودش بود خوشحال باشم يا ناراحت؟يعني هنوز يادش بود لحظه هامونو با اينكه خطم زد بهش اس دادم اس ام اسات عذابم ميده ديگه اس نداد

فاطمه دوستم موضوعو فهميد حال بدمم ديد از خط خودش اس داد بيخود ميكني بهش اس ميدي بعدم تا شب اين موضوع تموم شد شدم مث دختراي 13 ساله رنگ و روم جاش نيست

ديشب اس داد رضا كيه تو تنها نبودي تو يه ادم هرجايي كه با يه اس ميشه مختو زد خط جديدم مبارك باي

دوستش اس زد چي شد يلدا اين شبيه ديوونه ها شده فاطي اس زد يلدا گند زدم از يه خط ديگه اس داد منم براش زدم رضا جان تويي دنيا دور سرم چرخيد اون فك كرده بود اون خط واسه منه اس فاطي و براش سند كردم گفتم اون من نبودم اين كارو نكردم به خاطر اون اين كاروكردم چون نميخواستم زير سوال برم

دوباره حس مينم كابوسام داره شروع ميشه هنوز دوسش دارم كه نميخوام ناراحتش كنم يا حرمت نگه داشتم؟

اينم يه نوشتمه كه هيچ وفت دلم نخواست بنويسمش...اخرين نامه اي كه بين ما جدايي انداخت

تو مرا هرضه ميخواني من هنوز هجم حرفهايت را درك نكردم برايم سنگين است شده ام ريگ خيابان كه راحت از رويم گذر ميكني ومن به حرمت قدم معشوقه اي كه خود اسمش را انتخاب كردم تكان هم نميخورم حتي درچشمانت نگاه نميكنم نه اينكه ذوب شوم من ميترسم درچشمانت شور عشق نبينم من ميترسم

هر جا رفتي بگو دختره ي ساده دست ازسرم برداشت من هرروز در دل تكرار ميكنم دست از سرت برداشتم بر چشمانت گذاشتم تا نبيني تنهاييم را

ديوانه او نيست كه تو گاهي به لودگيش ميخندي گاه ميترسي ديوانه منم كه تورا در اغوش ديگري ميبينمو مينويسم

هنوز 3شمبه ها پشت كاج هاي ان پارك لعنتي مي ايستم به عشق بازيتان خيره ميشوم در نگاه من تو تنهايي حتي اگر با ديگري باشي مثل روز اول نه قش ميكنم نه قلبم از جا ميكند تنها نگاه ميكنم

بهانه مي اوري ارزوهايم را خراب ميكني من اين جاده را ميروم نه به سنگ هايي كه پايم را ميخراشد فكر ميكنم نه به سنگ هايي كه تو به سويم نشانه ميروي تو از اين بغض هم بي رحم تري ان ذره ذره خفه ام ميكند ولي تو يكباره مرا اتش ميزني

ميگويم دوستت دارم بگذار سرت از پادشاه شهرمان بالاتر برود من دينم را ادا ميكنم

 

هالوژن اتاقت را خاموش كن اصلا نياز نيست نامه ام را پاره كني كاغذ بي رحم است دستت را زخم ميكند

تو روزاي بي رحم پاييز دلمو اواره كردي        اخر سرم نخونده نا مه هامو پاره كردي

2/9/86

يلدا

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود                هرگز از ياد من ان سرو خرامان نرود

از دماغ من سرگشته خيال دهنت                         به جفاي فلك و غصه و دوران نرود

از ازل بست دلم با سر زلفت پيوند                      تا ابد سر نكشد وز سر پيمان نرود

هر چه جز بار غمت بر دل مسكين منست            برود از دل من وز دل من ان نرود

انچنان مهر توام بر دل و جان جاي گرفت            كه اگر سر برود ازدل و از جان نرود

اگر رود از پي خوبان دل من مغدورست              درد دارد چه كند از پي درمان نرود

                                    هر كه خواهد كه چو حافظ نشود سرگردان

                                    دل به خوبان ندهد وز پي خوبان نرود

     حافظ شيرازي

عاشقانه


پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 |

 
     
 

كلمات قصار كودكان

 

جمع اوري شده از چند توله بچه بين 1تا 5/2 سال

1.ماما..مادر

2.بابا..پدر

ميمي..يعني...مادر

4.سدد..دستت درد نكنه

5.ميسي..مرسي

6.چش..چشم بر روي 2 تخم چشم

7.ديش..همون ادرار

8.اه اه..نوعي مدفوع

9.شابا..نوعي فحش

10.ناناي..موزيك بذار برقصيم

هاممم..خوراكي

12.لاخ..پاستيل

13.بوپوس..لباسم را تنم كن

14..سيس تا..6تا

15.ابر..نماز بخوانيم

16.ددررررررر..برويم بيرون براي تفريح

17.لود اه..بيشور اه در نمبر 8 معني شد رجوع شود

18.نه نه..مادر بزرگ

19.اگا..مردان غريبه هر كس بي اجازه پدر در خانه باشد نوعي مچ گيري جزئ افعال كاربردي

20.ايا..قاشق

21.اله جو..خاله جون

22.يلي..يلدا

23

ناننننننني..نازي

 

..زازا..زهرا

جمله سازي و تركيب

اله جو ايا..خاله جون قاشق

لود اه لاخ..بيشور...پاستيل بخر در مواردي كه زبان خوش كار ساز نيست

بابااگا..بابا امروز يه اقا اومد خونه اين مربوط به بچه همسايه دوستم بود مچ مامانرو گرفته بود كه منجر به طلاق شد

سيس تا لاخ.6 پاستيل

نوسنده يلدا ثامت

كپي برداري از اين مطلب پيگرد قانوني به وسيله كودكان شركت كننده دارد...
تقديم به خواهر كوشولوم حنانه


چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 |

 
     
 

 

خاطره نوشت

سلام باز شروع كردم به نوشتن روز نوشت

اول از صبح شروع كنم بلاخره دوستم دانشگاه قبول شد يه 2نيا براش خوشحالم و ارزو ميكنم به ارزوش برسه وكيل خوبي بشه

امروز بعد ظهر ميخواستم برم پاركينگ با شيرين كار داشتم حنا اويزون من شد گفت ددددددددددر سوار اسانسور شديم من ديدم شيرين پشت دره رفتم پيشش هواسم به حنا نبود بعد 5مين ديدم جا تره بو گند ميده ولي بچه نيست شيرين رفت دمبالش بگرده منم داشتم ميگشتم ديدم صداي قهقهه شيرين مياد رفتم جلو چشتون روز بد نبينه حنا لاي در اسانسور نصفش اينور نصفش اونور دهن باز چشا گرد داره منو نگاه ميكنه گريه هم نميكرد ديد من دارم بهش ميخندم با گريه داد زد يلييييييييييييي منم رفتم كشيدمش بيرون حالا هي نازش ميكنم بغلش كردم يه لحظه بدنم داغ شد اين بچه جمبه محبت نداره حتي جمبه نداره ماي بي بي نشه منم سگ شدم بهش گفتم خيلي بيشور و بي ادبي از شيرين خدافظي كردم سوار اسانسور شديم تا طبقه 4 وايساد اين دلشو گرفت خنديد نه كه اسانسور نديده دلش ريخت يهو

اينم از امروز

مامان گلم داره دلمه درس ميكنه از تلويزيون ياد گرفت ديروز من دوس ندارم الان رفتم بهش بگم ديدم همه چيشو اماده گذاشته دلم نيومد من خيلي بد غذام خيلي چيزارو مث قيمه عدس پلو سوپ كتلت اش... نميخورم اين بنده خدا هم گير افتاده...

روده بزرگه كوچيكرو سرويس كرد

پوستم بد شده اصلا جوش نميزدم انواع ماسكو ميذاشتم نشه اينجوري ولي...

فردا ميرم دكتر...

ديشبم تا صبح تب داشتم

شدم كلكسيون امراض

ميدوستمتون

نه خوب نيست دوست دارم خودمو عشقه

پس دوست دارمتون

باي

 


سه شنبه دهم شهریور 1388 |

 
     
 

تصميمم عوض شد

 

سلام

من به حرف يا توهين كسي نه اهميت ميدم نه روم تاثير ميذاره ولي اگه تو 1روز 10تا نظر خصوصي داشته باشي كه 9تاش فحش باشه خوب اينجانب ادمم سيب زميني كه نيستم.

سوئ تفاهم نشه من نظر اون اقا پسر به اصطلاح محترمو نميگم كه بخوام واسش خودمو بكشم من نه ميشناسمش نه رابطه اي هست حالا  ايشون يه روز حالش بد بوده افتاده گير من 4تا اراجيف گفته رفته اين واسه من مهم نيست اهميت نداره

من باشه خاطرمو مينويسم مث قبل شروع ميكنم نه ميخوام نه ميتونم اين وبو تعطيل كنم

حالا هم نشستم پشت كام با صورت وحشتناك چون جوش زدم ماسك گذاشتم دلم نيومد جواب ندم چون شما و نظرتون واسم مهمه

اين وبلاگ صاحبش عاشق نيست نميخواد باشه بلد نيستم عشقي بنويسم من يلدام با تموم دغدغم يه روزم بهشون ميخندم ولي الان ثبتشون ميكنم تا يادم نره حال جوونيمو

مانند كسي شده ام كه تولدم 30 اسفند يك سال كبيسه است هر چند سال يك بار هم كه باشم معلوم نيست تك شمع عمر رفته ام را كه ميسوزاندو من ارزويم چيست

اين كه كسي يادش باشد حرف ديگريست چه برسد به تبريك و اين حرفها

خدايا خواستم 30 اسفند يك سال كبيسه ات باشم ولي حس ميكنم ديگر هيچ چيز نيستم در برابر تو كه همه چيزي تازه با هيچ بودن هويتم را حفظ كردم

همه به تو كه ميپيوندند خودشان هويتشان را گم ميكنند يك جور خجالت ميكشند از بودن گم ميشوند

من ميخواهم خورشيد به زمين نزديك شود اصلا دنيابهم بريزد قرار نيست روز شود منتظر شب باشم نميخواهم هيتلري ناپلئوني كسي بيايد و دنيا زيرو رو شود تو مرااز تكرار نجات بده

نجاتم بده

بسه ديگه قول ميدم بشم يلداي قبل مث هميشه با ثبات تر

دوستون دارم


سه شنبه دهم شهریور 1388 |

 
     
 

 
سلام

قرض از اپ نكردن ميخوام فضاي وبو عوض كنم

وقتشه خاطره هامو بذارم واسه دفترچم

از اين به بعد دست نوشته هامو ميذارم و شعرام

اون موقع نه ميشم مزخرف نه لوس


دوشنبه نهم شهریور 1388 |

 
     
 

 

شهر من

شهرم امشب نيز خاموش است نه اينكه ستاره نباشد يا ماه  نورش را دريغ كند از مردم نه اينجا دلها خاموشند

يك روز بر سر سفيد و.قرمزو سبز دعواست يك روزبر سر قيمت تورم سر شكن بازار است اين شهر

يك روز ارزاني غيرت در خيابانها اكله ها در جستجوي بغل خوابند يك روز كسي ميآيد و ادعا دارد كه غيرت سر در قهوه خانه ها قاب است

بد دعواييست در اين شهر همه در هم ميلولند و كسي نيست سادگي را به چند نفروشد!

يك روز دعوا سر اين بود اري گمانم همين باشد مريم دختر همسايمان ميگفت بالاي شهر غوغاييست هرروز ميگفت همه شاهكارند براي خود همه عاشق ها دمبال پولند انجا ميگفت آن بالا به ما ميگويند دختر گداي سا ده ي پايين

و اما خانه ي ما

پدر هر شب در دست محبت ميآرد و ميايد امشب از او پرسيدم مريم چرا ميگويد آن بالا همه كيف است و شور است و غوغا چرا اينجا اينطور نيست پدر خنديد به رويم مرا در اغوش كشيد و گفت اميد فردا و امروزم انجا همه چيز ارزاني ست ابرو عشق ناموس مرا در معنيش عاجز گذاشت بابا امروز من به سؤال خود ميخندم پدر ارام در گوشم ميگويد يگانه اميد اينده اينجا عشق است و مهرباني كه هر چه پايين وبه بالا ميرود اينها ميشود ارزاني!!!!

يادش بخير را هنمايي بودم اينو خوندم واسه معلمم يالمه تشويقم كرد ذوق كردم دلم براي معلم انشام براي تشويقاش تنگيده!!!

امروز زود اپ نكردم چون سحر خواب موندم و خفن گشنم بود نشد شرمنده!!!!

بعد از ظهر واسه فرار از گشنگي رفتم بيرون يه بوم داشتم تو خونه تو بسته بندي بود با يه چنتا وسايل كه ديگه به دردم نميخورد و اصلا ازشون استفاده نكردم بردم همون فروشگاهي كه خريده بودم بعد از يك ماه پس بگيرن جالب اينجاست بوم ايرانم بود مرده ازم گرفت گفت اينو ازت پس ميگيرم با تموم وسيله هام كه دس نخورده بود قبلا گرفته بودم 10 همون 10 تومنم بهم داد!!!!

يكم تو خيابونا گشت زدم فكر كردم گفتم بيام اين انشارو واستون بنويسم 

بيرون بودم انقد گشنم بود 4تا راني خريدم گذاشتم يخچال به همه هم هشدار دادم اگه دست بزنيد با من طرفيد بعد افطار نتونستم بخورم!!!!بابام گير داده ميگه بريم خونه مامان بزرگ اينا من اصلا نميخوام برم يه جورايي نميتونم با اونا بسازم مخصوصا اينكه زنموم اينا هم اونجان حالا بدتر مامان بزرگم بد اخلاقه مامان بابام هميشه فكر ميكنه من خيلي بزرگم ميخواد اصلا شيطوني نكنم حتي وقتي با بچه ها پاستور بازي ميكنم اونقد نگام ميكنه تا عصبي شم و بذارم برم اتاق!!!اه اصلا ولشون كن حوصلشونو ندارم بشينم با بابام بحرفم شايد يكم نازشو كشيدم قبول كرد كه بريم مشهد!!!!

دلم واسه يه نفر تنگيده برم پيداش كنم بهش بگم!!!!

من اخه نميتونم اين چيزارو نگم و اروم بشينم!!!!

دوستون دارم بدون علامت تعجب...

فراموش نوشت!

دوست خوبم اقا ساسان كه من يادم رفت به قولم عمل كنم يه نويسنده ي فابريك و ماهر براي مشاركت تو وبلاگش ميخواد هر كس دوست داره باهاشون همكاري كنه ميتونه به وبش بره و براش نظر بذاره...

www.iranpatogh.blogfa.com


پنجشنبه پنجم شهریور 1388 |

 
     
 

 

 

فلسفه بافي من!

دارم تو خيابون ميرم چشم ميوفته به پسري كه اتفاقا(جاي شوهري)خوشتيپ خوشگل با كلاسه نگام تو نگاش گره ميخوره مثل مادري كه بچه اردكاش هلك هلك دمبالشن اونم ميوفته دمبال من منم كه از خدا خواسته اگه مقصدم نيم ساعت راشه ميكنمش 2ساعت همه خيابونارو ميرم اونم هي از پشت ميگه با صداي كلفت وايسا خانومي كارت دارم منم كه كلاس ميذارم ابروهامو ميدم بالا موهامم دلبري ريخته تا نوك بينيم!يه كوچه خلوت گير ميارم صب ميكنم بياد سر تا پاشو نگاه ميكنم كفشاش مارك داره شلوار ليشم لي تركه لباسشم كه از همونه كه من پشت ويترين ميديدم ميگفتم كي ميشه واسه نامزدم بخرم خوب عاليه ديگه خر خدا قبول كن كرم داري پسر مردم و دور ميچرخوني اونم وايساده منو نگاه كردن حرف ميزنم نگه دختره لاله!(عليك سلام كاري داشتيد؟)اااا ببخشيد سلام من من از شما خوشم اومده ميشه شمارمو قبول كني؟حالا جوري به پت پت افناده انگار نه انگار من صدمينم!يكي از اون شماره ها در مياره اماده هم هست ميده پايينش نوشته پوريا حالا منم ميدونم اسمش تو مايه هاي غضنفره!ميگه زنگ بزنيا جون من!بعدم ميره منم از دور موهاي سيخ شدشو ميبينم و با خودم ميگم عجب هلوييه بچه ها ببينن حال ميكنن!يك هفته بعد بهش ميزنگم چون كلاس داره نازم كردي 100 برابر عزيز ميشي اون ميگه چه دير ميگي نتونستم يادم رفته بود!شروع ميشه ارتباط ماه اول تو همه دنياي مني يلدا من هيچ وقت تنهات نميذارم ماه دوم سر قرار گوشيتو بده!اس هارو ميخونه ميگه اين كيه اون كيه بهونه ميگيره مانتوت روشنه تنگه موهات بيرونه مياي بيرون فقط به من نگاه كن فلان ساعت خونه باش تو هم ميگي اين دوسم داره!پيش دوستامم واي انقد مهربونه منو دوس داره انقد دوس دارم ميگه اين مانتوت و نپوش حرصش در مياد داد ميزنه!

1سال بعد

خاك تو سرت يلدا!تموم شد1پپپپپپپر
اگه دروغ ميگم بگين دروغ گفتي!مث سايتاي عاشقونه امروز رو پان فرداش مينويسه به دليل جدايي فرط!اين فلسفه دوستيامونه خودمو گذاشتم جاي شخصيتاش چون درك كردم كه همچين چيزي هست من شناختي روش ندارم اصلا نميدونم خانوادش چه جورين؟نميدونم كه اخلاق اصليش چيه!هر ادمي ميتونه واسه مدتي مهربون باشه!كيليشه اي شده اين ارتباطا شده عادت.

بگذريم...يه چند وقتيه يه جوري شدم عاشق نميشه گفت در واقع علاقه مند!اونم نه از اين ارتباط كشكيا با شناخت!يه جورايي شخصيت و اخلاق و منش شيفتم كرده اصلا دوس ندارم اين وب تبديل بشه به وباي عشقي كه وقتي شكست خوردم درش تخته شه تا همينجا كافيه كه بگم دارم ياد ميگيرم كه يه فرشترو چه جور دوست داشته باشم يه فرشته ي واقعي!!!!

به دكتر شريعتي هم علاقه مند شدم دست اورد اون فرشته هست

دوستون دارم يلدا!


چهارشنبه چهارم شهریور 1388 |

 
     
 

 

سلام سايت شيما رفتيد زده خبر داغ در حد المپيك!!!!!

من ميكشمش با سلاح سرد!چنتا نفرين واسش بذارم!ايشالا تو خيابون راه ميري  يه كلاغ رو پيشونيت خرابكاري كنه ايشالا انگشتت گير كنه تو دماغت تا يه سال هرجا ميري... ايشالا موبايلت تا 19 سال زنگ نخوره!

داستان از اين قراره...خالمينا اومدن موبايل منم اوردن ديروز موبايلم زنگ خورد شماره نا اشنا بود برداشتم ديدم نله(دختري در مزرعه برنامه كودكه)يكم دقت كردم ديدم نل مرده الان پوست و استخونشم پوسيده يدفه شد بيگلي بيگلي يكم مسخره بازي دراورد فكر كردم هانيس اون از اينكارا بلد بود صداش شد پسر منو ميگي در بهت و حيرت!!!!سلام عليك كرد!!!(من با هاني آبم تو يه جوب نميره همش دعوا داريم يكم شوخياش زنندست)

بعد هاني گوشيو گرفت حرف زديم گفت داداشم حامده تقليد صداش عاليه يكم باهم حرفيديم قطع كردم نيم ساعت بعد اس اومد ميدونم عاشقم شدي!ولي روت نميشه اس بدي بگي بيا بامن دوس شو منم زدم اتفاقا هيچ حسي جز يه كسي كه زنگ زد 1ساعت مشغولم كرد بهتون ندارم باي اين ديگه ول نكرد همش اس ميداد منم ميدونستم پارسال هاني و شيما با اين داداشش ميرفتم كلاس يعني حامد اينارو ميرسوند ولي تاحالا نديده بودمش اس زدم شيما گفتم داداش هاني گير داده ميگه دوس شيم بعد پسره اس داد من شمارو ديدم با هاني عكس انداختيد شما منو نديديد تو دلمد 4تا فحش به هاني دادم!اس دادم شيما گفتم تو اين پسررو ديدي گفت اره چاق و قد كوتاهو زشته منم واسه اينكه حرصش دراد زدم الان ميرم باهاش رفيق ميشم گفت نه يلدا ادم شو!!!!

تا اينكه شيما اس زد برو وبمو ببين!رفتم ديدم چشام شد 4تا يه كاره زده بود يلدا ميخواد با داداش هاني دوس شه!!!!!!

ناراحت و مغموم و با حرص تمام دندونامو بهم فشار ميدادم مخصوصا اينكه واسم نظر داده بوديد حرصم درومد آش نخورده دهن سوخته الانم همش اس ميده جواب نميدم چند مين پيش حنا شمارشو كه تو حافظه بود گرفته بودد ديدم يكي داره پشت خط پرپر ميشه اينم براش بلغور ميكنه گذاشتم گوشم ديدم اونه قطع كردم همينجور سوتي پشت سوتي!!!!

ديشب شب خوبي بود يه دوست خوب كه خيلي بهش بدهكارم باز تصميم گرفت واسم دوست بمونه و من واقعا خوشحالم كه هم صحبت كسي ميشم كه خيلي بيشتر از خيليا ميفهمه و درك ميكنه همينجا بهش ميگم كه دوسش دارم!

آقا رضا تحقيق كردن راجع به اسمم ممنونم ازتون(اسمم ريشه كردي داره و به معناي مادر قوي هستش)از مامانم پرسيدم اخه كرده مامانم گفت درسته ولي من فك ميكردم اسمم يعني جاودانه به هر حال ازت ممنونم!

دوستون دارم يلدا


سه شنبه سوم شهریور 1388 |